تبليغاتX
عشق های زیبا

عشق های زیبا

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد ××××××× مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

خدا

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات او با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی.
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...
باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...، فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی. اشکالی ندارد. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو...
به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/06ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

بیگانگی

می روم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم
باید آخر من به این بیگانگی عادت کنم عادت کنم عادت کنم
آشنایی کو، که جان در پای مهرش افکنم
آتش عشقی چه شد تا من بر آن دامن زنم دامن زنم دامن زنم
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
***
لحظه ها را می کشم با روز و شب کاری ندارم
با همه بیگانه ام جز غصه غمخواری ندارم
می روم تا عاقبت دیوانه ای پیدا شود

همزبون این دل شوریده رسوا شود
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
***

تا تو بودی زندگی سرشار از لطف و صفا بود
این دل دیوونه با لطف و وفایت آشنا بود
گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد
می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/06ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

یک دوست

از طرف یک دوست به ...

امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم           خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم

بـدرقه لازم ندارم می رم عـزیزتریـن من             نذار بمونه زیرپا قلبمو بردار عشق من

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود       غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/11/04ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

جملات تنهایی

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم

 بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

Click for Full Size View

 مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي

 چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم

را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم

Click for Full Size View

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ

 وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن

 اي کاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست

 

محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه

میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم

وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

 

Click for Full Size View

سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم

 من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم

 

Click for Full Size View

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند

 بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

Click for Full Size View

دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج!!

 

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

فواره عشق

 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي

پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

کاش

 
کاش زندگي شعر بود تا برايش يک دنيا شعر مي سرودم تا با آهنگش در خلوت

 بي کسي هايش هيچوقت تنها نماند کاش زندگي قصه بود تا برايش يک دريا


قصه مي گفتم تا همسفر با ماهيهاي آزاد هميشه اقيانوس خوشبختي را پيدا کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

دیر گاهیست

 

دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم

من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر 

 شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام

 کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم ....
 

چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ......

 

 چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای

 

تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

اینم چندتا عکس متحرک

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

یک کلام

وقتی خیانتت را بخشیدم تو فکر کردی دوستت دارم.

 ولی من لذت خیانت را درک می کردم !

 

 

 

برای آرزوهایم که مردند سکوتی می کنم بالاتر از فریاد

 

 

 


  دلم براي کسي تنگ است ...

  کسي که بي من ماند ...

  کسي که با من نيست ...

                                           

 

چقدر سخته منتظر كسي باشي كه ...

                                 اصلا فكر اومدن نيست.

         

     

 

 

 

امشب تمام حوصله ام را

    در یک کلام کوچک

     در " تو " خلاصه کردم

     ای کاش می شد یک بار

     تنها همین یک بار

       تکرار می شدی تکرار 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

سر هر سینه سری تکیه کند وقت وداع
سر ما وقت وداع بر سر دیوار دل است
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

غم

شاد کن جان من که غمگين است
رحم کن بر دلم که مسکين است


روز اول که ديدمت گفتم
آنکه روز من سياه کند اين است


گه گه ياد کن به دشنامم
سخن تلخ از تو شيرين است


بي‌رخ تو دين من همه کفر است
با رخ تو کفر من همه دين است
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/20ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط محمد جواد   | 

عشق ها

"براي كسي كه حس عجيب و تازه ايي را در درونم شعله ور كرد"

 

 

 

 

توي نگاه بعضي آدمها ،

 

                             يك ديوار هست

 

توي نگاه بعضي آدمها،

 

                              خيلي كه راه بروي

                               

                                                    آن دور دورها ، يك پارك پر گل هست

توي نگاه بعضي آدمها،

                   

                                    يك درياي پر از آب هست

 

اما توي نگاه تو،

                            ستاره ايي چشمك مي زند

 

 

كه من خيلي دلم مي خوا ست

        

 

                                 مي توانستم،آن ستاره را بچينم تا هميشه مال من باشد

 

 

اما توي نگاه تو،

                

                            يك شعر قشنگ هم هست

 

 

كه من مي توانم آن را بخوانم

                

 

                           تا به همه بگويم يك شعر قشنگ گفته ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

بیگانگی


می روم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم
باید آخر من به این بیگانگی عادت کنم عادت کنم عادت کنم
آشنایی کو، که جان در پای مهرش افکنم
آتش عشقی چه شد تا من بر آن دامن زنم دامن زنم دامن زنم
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
***
لحظه ها را می کشم با روز و شب کاری ندارم
با همه بیگانه ام جز غصه غمخواری ندارم
می روم تا عاقبت دیوانه ای پیدا شود

همزبون این دل شوریده رسوا شود
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
***

تا تو بودی زندگی سرشار از لطف و صفا بود
این دل دیوونه با لطف و وفایت آشنا بود
گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد
می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب
شورو حالی دارم امشب به چه حالی دارم امشب

***
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

باور نمی کنی

باور نمی کنی که این روزها چقدر دلم گرفته
باور نمی کنی که خنده هایم چه بغضهایی را در خود پنهان دارد
آری...
من...
با دقایقم...با زندگی لجبازی می کنم!
نازنینم!
غروب بار سنگین دلتنگی مرا هر شب به دوش می کشد
سنگینی پلکهایم و نگاهی که دیدن را از یاد برده
کورکورانه زیستن را خوب آموختم!
توان نوشتن ندارم واژه هایم گرد و غبار گرفته
من!
باور کن که باورت کردم...
باور کن که بی تو بی باور شده ام!
من!
زندگیم را تمام کردم
حالا نفس کشیدن منت سرم می گذارد!
حس می کنم...
هوای اینجا سرد و سنگین است
نازنینم!
دیگر نگو خداحافظ!
اگر می روی بدون وداع برو...
گله ای نیست!
ببین!
دستانم را ببین
چشمان ترم را ببین
ببین سکوتم چه حرفهایی را تحمل می کند!
به خاطر تو...
نامت را هر روز زمزمه می کنم
مبادا یادم رود که عاشقت هستم!
آری... عاشق
خیال نکن دیوانه شدم...
اگر این دیوانگیست من عاشق این دیوانگیم!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/05ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط محمد جواد   | 

رفتی

رفتی ولی میدیدی که من دارم میسوزم

گرچه سوزوندی دلو دوست دارم هنوزم

با اینکه سوختم هنوز عشقتو باور دارم

ولی به جای دستات یک دل پرپر دارم

نگفتی که تو قلبت حالا جای من کیه

آخه چرا تو رفتی بگو دلیلش چیه ؟

عکس چشات روبه روم صدات هنوز تو گوشه

همدم دلتنگیام صدای مشکی پوشه

همون که گفت : عاشقم یه عاشق بی قرار

یه زخم کهنه رو دلم مونده از عشق یادگار

عشق تو هم یه زخمه که دلمو سوزونده

یه زخم کهنه از تو که یادگاری مونده

زندگی بی تو واسم بدون آب و رنگه

حالا منم میدونم مشکی فقط قشنگه

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/05ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط محمد جواد   | 

چرا

چرا غمها نمی دانند که من تنهاترین تنهای این شهرم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/05ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط محمد جواد   | 

یادمان باشد

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم..
وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم..
پر پرواز شکستن هنر انسان نیست..
گر شکستیم ز غفلت, من و مایی نکنیم...
یادمان باشد سر سجاده عشق...
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم..
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد..
طالب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

شعر قشنگ

در دل  آتش نشستن کار آسانی نبود

راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود

با غرور هم قد و بالای بام آسمانی

بارها در خود شکستن کار آسانی نبود

بارها این دل به جرم عاشقی

زیر سنگینی بار غم شکست

بارها این کودک احساس من

زیر باران های اشک من نشست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/23ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

عشق

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

" اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف

از هر صدایی بلندتر است.

" ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو !

" ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو

احمق كه با یك ببخشید تمام میشود.

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

  سر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل

هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول

کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا

عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو

 دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي

همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر

 رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد.

 

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

عشق3

 

 

 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

                                    حرفهای ما هنوز ناتمام

                                         تا نگاه می کنی

                                           وقت رفتن است

                               باز همان حکایت همیشگی!

                                                 آی...

                             ای دریغ و حسرت همیشگی!!


ناگهان

چقدر زود

دیر می شود

 

Click for Full Size View

دوست دارم خنده باشم بر لبانت نقش گیرم

دوست دارم عشق باشم در قلبت جای گیرم

دوست دارم شمع باشم بیاد تو بسوزم

دوست دارم اشک باشم زچشمانت بریزم

دوست دارم هر چه هستم هر چه باشم با تو باشم

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

دست خالی

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

کیستی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

مرگ

اگر روزی خبر مرگم را شنیدی  دوست دارم برایم گرینه نکنی و اشک نریزی       چون خودت  بهتر می دانی که رهایی برای عاشقان مرگ است......      و این مردن میباشد که مرا از سوختن نجات می دهد.........  اخر عاشقی مرگ   یا زندگی یست          جواد تنها          جواد تنها           جواد تنها

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

غریب

پاییز است...

بغض آسمان می ترکد...

فرشته ها می گریند...

کسی چه می داند...

 

آن که می گوید دوستت دارم

خنیاگر غمگینی ست

که آوازش را از دست داده است.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود...

هزار کاکلی شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود...

آن که می گوید دوستت دارم

دل اندوهگین شبی ست

که مهتابش را می جوید.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود...

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره ی گریان

در تمنای من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود...

shamshamsham

شاید برای تنهایی من یا غریبی تو...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

جنون

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشاش

زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی...اگه نگات کرد

عاشقته...اگه خجالت کشید برات میمیره...اگه سرشو

انداخت پائین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو

میمیره.......میدونم الان رفتی تو فکر زندگی اجبار

است...مرگ انتظار است...عشق یک بار است...فکر

تو تکرار است...جدائی دشوار است...کاش گناهی کنم

که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

قلب

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

 مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ..

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد

 تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

 نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

 مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

عشق

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری

 

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

 

چرا که تو را دوست دارم

 

دیوانه وار عاشقت شدم

 

چرا که مهربانی را در وجودت دیدم

 

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

 

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم 

 

نه تو از عشق من دست میکشی

 

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است
و قلبم در آرزوی تو می سوزد
آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی
خورشید وجودت پنهان می گردد
و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند
و به دنیای غریبی می برند
همیشه در قلبم حضور داری
و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام

محبوبم همیشه به انتظار

بازگشتت خواهم ماند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   | 

دل

اگه بگى دوستم دارى  

             تا آسمون پر مى گیرم

           زندگى گذشتم رو، دوباره از سر مى گیرم        

اگه بگى دوستم دارى

             مى میرم و زنده مى شم

      روشن تر از روز خدا ،خورشید تابنده مى شم

اگه بگى به غیر من

             کسى تو دنیا ندارى

          رو گفته هاى  این و اون   از ته دل پا  بزارى

من هم برات فدا مى شم

              گریه بى صدا مى شم

                           اگه بگى یار منى

                                   همدم و غمخوار منى

من هم برات یار مى شم

             یار وفادار مى شم!...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط محمد جواد   |